چاهار سالی ک تباه شد..

میپرسم تو هم انقدر - مثل من - ب آدم/آدمهایی ک رها کردی ، فکر میکنی؟ ک الان چ میکنند؟ ک چ فکری دارند؟ ک آیا هنوز هم تو را به یاد دارند؟ ک آیا کسی مثل من پیدا میشود ک اخبار شبکه ی استانیِ فردِ رها شده اش را، پی گیری کند و بخندد ب خبرهای چرت و بیخود آن. بی آنکه ب روی خودش آورد ک من فقط اینها را دنبال میکنم محضِ دیدنِ دوباره ی آن رها شده!

میپرسم این حس های متضاد را تو هم داری؟ ک با آنکه دوست نداری اش، و پشیمان نیستی از رها کردنش، باز هم دلت بخاهد هم صحبتش شوی؟ یا ببینی اش؟ یا ب لحنش توجه کنی؟ شده؟ ک دلت بخاهد مثلن همین الان، یک خبری برسد از او؟ اویی ک نه تو منتظرشی و نه او منتظر خبری از توست! شده؟

میپرسم پیش آمده ک کسی خودش را جایی میان گذشته و حال گم کرده باشد و حسِ خوشبختی کند؟ حس کند موفق است؟ هومم؟ شده؟

 

/ 4 نظر / 20 بازدید
منم!!!!!

اوهوم شده..... واسه من همیشه همین بوده.....:|

فریماه

چه حس خوبیه که به اونی که رها شده یکی فکر کنه!حتی بدجنسانه تر از اون فکر ناراحت هم بشه از یه خاطره به خودش هی فحش بده!!! من خعیللللللیییییی بدجنس شدم گویا واقعا شرمنده![شوخی] من هم ولی 4سال تباه شده دارم گویا....

فریماه

وختی یکی ادمو رها کنه هیشوخ اسمش فراموش نمیشه فرزندم خیالت تختتتتتتتتتتتتتتتت[نیشخند]

*ناتالی

آره شده. اصلا حس عجیبی نیست. حتی گاهی شده من خیلی تعمدانه به دنبال اخبارشون گشتم. گاهی بیشتر به خودم گفتم چقدر بهتر که رهاشون کردم .