خوشحالی زیرپوستی.

اول اینکه بهترین حسِ دنیا رو وختی داشتم که دکترم بهم گفت زبونتو بکش روی دندونات تا ببینی مشکلی نداشته باشی. بعد از دوسال، اولین بار این کارو انجام دادن خیلی حسِ معرکه ای بود برام :)

دوم اینکه فهمیدم فرستادن انرژی مثبت به اونایی که نمیشناسی چقد خوبه و سه برابر خودم حسِ خوبی پیدا کرده بودم.

سوم اینکه امروز توی آزمون فاینال زبانم باید یه سفرِ خوب رو دقیق توصیف میکردم . که سفرِ تخیلی ای رو که نوشتم انقد خووووب بود و حسای خوب و بارونیی داشت که هنوزم زیرپوستی خوش خوشانمه ازین سفرِ تخیلی!!!

چارمش هم این میشه که چقدر تهران دیروز نزدیکای ظهر سرد بود و چقدر دلم تنگ شده بود واسه حال و هوای این موقع تهران و خودم خبر نداشتم!!!

 



/ 6 نظر / 4 بازدید
پرین

[لبخند][لبخند][لبخند]ماهم خوشجال شدیم با این پست [گل]

فریماه

وای الان میتونی نیشتو همش تا بنا گوش باز کنی فخر بفروشی بگی ببین من بالاخره سیم هامو باز کردم!!!! مبارکهههه[پلک][بغل] بی بخلم

سه نقطه ...

آخیش..دیگه مسواک معمولی می زنید : )) مبارکه [لبخند]

نسیم

حتما الان دندونات خیلی یه دست و ردیفه دیگه :)) مبارک باشه کلی! ایشالا این سفر تخیلی هم واقعنی بشه[قلب]

منم!!!!!

من تازه این هفته باس برم واسه قالبگیری و اورتودنسی!! یعنی شروع بدبختی و عذاب تا دو سال!!![افسوس]