کی میگه گذشته ها گذشته؟

نمیدونم کجا اشتباه کردم...

چار سال دانشگام تموم شد و مدام حسرت روزامو میخورم ک با این آدمای مزخرف گذروندمو با خودم فک کردم لابد این دوستیه. این راهشه. تا وختی که دو ماهِ اخر رو با ی دختری آشنا شدم خیلی بزرگتر از خودم. خیلی متفاوت تر از خودم و با دغدغه های متفاوت تر. تا اومدم مزه ی دوستی رو بچشم و ازش لذت ببرم، یونی تموم شد!

الان ک نزدیک یک ماه و خورده ای میگذره از فارغ شدنم، میبینم ک هیش برنامه ای برای آینده م ندارم! حتی هیش دوستی هم ندارم! ت ن ه ا تر از همیشه م...

خیلی غصه داره ک هیشکی هیش سراغی ازت نگیره... حتی تو جمع های خانوادگی...

هیشکی م نیس ک دلتنگت بشه... اصن بودنـت مهم نباشه...

هـــــــــــــــــــــــعی..افسوس

/ 5 نظر / 20 بازدید
منم!!!!!

واسه همینه که میگن هیچ دوستی دوستای دوران مدرسه نمیشن.... من همین الانشم با دوستای دوره مدرسم بیشتر در ارتباطم.... دوستای دانشگاهم فقط به خود دانشگاه ختم میشن... حتی تو این تابستونای بین ترم هم سراغی ازم نمیگیرن... چه برسه بعد از فارغ التحصیلی!

میم

میدونی لعنتی است این دوران. انگار مجبوری ادامه دهی و تا بیایی بفهمی چه دارد میشود ،دستی تمام داشته هایت را میگیرد. لعنتی ست نارنگی جان.میم هم میفهمد.

عسل

همیشه اونایی که دوستای کمتری دارن ضربه ی کمتری بهشون وارد میشه!...خیلی موقعا تنهایی بهتر از وقت گذروندن با اینجور آدماس...بگذریم که منم یه عالمه آدم به ظاهر دوست تو یونی داشتم که از صد تا دشمن خبیث تر بودن:|

آتی

آخی نازی...نارنگی جونم تازه اول راهی رسیدی که من سالها توش موندم و سرم سفید شد عین دندونام [نیشخند]