آرزوهای بزرگـــــِ دست یافتنی.

داشتم فک میکرد که خب کنکور که دادم. کلاس زبانمم میرم.  ولی من آدمِ خونه نشینی نیستم!! دوستم ندارم برم سراغِ ی کارِ پردردسر و پراسترس! دوس دارم لذت ببرم و کار و کنم و با خوشحالی درآمدم رو خرج همه چی کنم.

خب تا اینجاش خوب بود. ولی اینکه هیشکی به منه بی سابقه کار نمیده ی ذره مشکل دار میشه موضو. و اینکه هیش مدرکِ مرتبط با رشته م ندارم. ینی حاضر نشدم هیش دوره ی آموزشی رو بگذرونم و الان توی شهری ساکنم ک اون دوره ها برگزار نمیشه... و البته این موضو که هنوز نمیدونم چ کاری رو بیشتر دوس دارمم هس!!

اینم زیاد بد نیس. ولی وقتی حماقت آدم هی جلو چشمش رژه بره و از نتیجه به شدت وحشتزده باشه همه چی خرابتر میشه...

/ 2 نظر / 24 بازدید
ناشناس

ناجورم رژه میره ها مخصوصا موقع خواب

فریماه

کمک کم دارم حس میکنم واس من داره میشه ارزوهای بزرگ دست نیافتنی متاسفانه[خنثی]